تبليغاتX
لااُبالی -
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
 

   توقف

حس ِ اول جنس ِ تردید ، توی تاریکی ِ ایوون !

در خور ِ اسم تو بودن ، تا هزار دردِ بی درمون !

حس دوم انتظار ِ ، از توقف تا رسیدن !

یه گل ِ نرگس ِ پرپر ، وحشتِ تو رُ ندیدن !

حس سوم حس ِ دردِ ، چش براه شعر فریاد !

دلی دل نازک و خسته ، زیر پاهای تو افتاد !

نازنین حواس من وقفِ توُ

رسیدن به عطر دستای تو شد !

کِیف میده وقتی که هیچ جور نمی شه

حریفِ جذبه ی چشمای تو شد !

حس چارُم رنگ دریاس ، رنگ دلواپسی ِ من !

حسی که پشتِ نگاهش ، می رسم به سَر سپردن !

حس پنجم بی قراری ، سُرخ و داغ و پُر طراوت !

منو حرفای نگفته ، تُو یه قلبِ بی شهامت !

حس ِ شیشُم هر چی باشه ، منو سوزوند تُو نفسهات !

دلمو کشون کشون برد ، کنج سایه بون پلکات !!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 20:23  توسط محمد رضا ساکی  |