تبليغاتX
لااُبالی -
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
 

 زمستون :

تن ِ سنگفرشای خونه ، خیس ِ از هجوم بارون ! 

 کم میارن اشکای ِ من ، کنار اشکای ناودون !

در و دیوار همه نمناک ، پنجره ها همه بسته

انگاری صد ساله مرده ، خاک پیر توی گلدون !

دلم از روزای ابری ، خاطراته بدی داره

آسمون بسه رو زخمم  ، بیش از نمک نپاشون !

نه گلایه ای ندارم ،  از سکوت آدمکها

اون رفیقایی که گفتن : ــ ما که هستیم ــ حالا کوشون ؟!

پلکامو تا کی ببندم  ، تا نبینم اینروزا رو

تا ندونم که چه سخته  ، بی پناهی تُو زمستون !

کو نگاهی که بفهمه ، طاقتم رو به زواله

واسه کی صرفه بپرسه ، حالی از این دله داغون !؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:23  توسط محمد رضا ساکی  |