|
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
|
زمستون :
تن ِ سنگفرشای خونه ، خیس ِ از هجوم بارون !
کم میارن اشکای ِ من ، کنار اشکای ناودون !
در و دیوار همه نمناک ، پنجره ها همه بسته
انگاری صد ساله مرده ، خاک پیر توی گلدون !
دلم از روزای ابری ، خاطراته بدی داره
آسمون بسه رو زخمم ، بیش از نمک نپاشون !
نه گلایه ای ندارم ، از سکوت آدمکها
اون رفیقایی که گفتن : ــ ما که هستیم ــ حالا کوشون ؟!
پلکامو تا کی ببندم ، تا نبینم اینروزا رو
تا ندونم که چه سخته ، بی پناهی تُو زمستون !
کو نگاهی که بفهمه ، طاقتم رو به زواله
واسه کی صرفه بپرسه ، حالی از این دله داغون !؟