|
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
|
توقف
حس ِ اول جنس ِ تردید ، توی تاریکی ِ ایوون !
در خور ِ اسم تو بودن ، تا هزار دردِ بی درمون !
حس دوم انتظار ِ ، از توقف تا رسیدن !
یه گل ِ نرگس ِ پرپر ، وحشتِ تو رُ ندیدن !
حس سوم حس ِ دردِ ، چش براه شعر فریاد !
دلی دل نازک و خسته ، زیر پاهای تو افتاد !
نازنین حواس من وقفِ توُ
رسیدن به عطر دستای تو شد !
کِیف میده وقتی که هیچ جور نمی شه
حریفِ جذبه ی چشمای تو شد !
حس چارُم رنگ دریاس ، رنگ دلواپسی ِ من !
حسی که پشتِ نگاهش ، می رسم به سَر سپردن !
حس پنجم بی قراری ، سُرخ و داغ و پُر طراوت !
منو حرفای نگفته ، تُو یه قلبِ بی شهامت !
حس ِ شیشُم هر چی باشه ، منو سوزوند تُو نفسهات !
دلمو کشون کشون برد ، کنج سایه بون پلکات !!!