تبليغاتX
لااُبالی
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
  سر سنگین

وقتی که عاشقونه ، سر روشونت میذارم !

میگم به غصه ـ گُم شو ـ ، حوصِلتُ ندارم !

تُو اون سکوتِ معصوم ، زُل میزنم تُو چشمات

اشکاتُ از رو پلکات ، می دزدمو می بارم !

وقتی که سر سنگینی 

 سنگین به دل می شینی !

دختر آسمونی 

 فرشته ی زمینی !

با چشم ابری ِ من ، چشمای ِ تو میباره !

غمه قشنگِ چشمات ، خونه رُ وَر میداره !

بی حوصله که می شی ، شبیه بچه می شی

اَخمکِ بازیگوشت ، سر به سرم میذاره !

وقتی که سر سنگینی 

 سنگین به دل می شینی !

دختر آسمونی 

 فرشته ی زمینی !

چشات همیشه سبزن ، حتی توی زمستون !

واسه تو کوچه هاشو ، شب می کنه چراغون !

چی کار کنم که دستام ، نلرزه پیش ِ دستات

هم قدمم که می شی ، تُو خلوتِ خیابون !

وقتی که سر سنگینی 

 سنگین به دل می شینی !

دختر آسمونی 

 فرشته ی زمینی !!!

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 19:0  توسط محمد رضا ساکی  | 

 

   سر گرونی

تا دلم با تو نبودنُ تصور می کنه !

ابر ِ تُو نگاهِ من شروع به شُر شُر می کنه !

یه بار از خودت بپرس بعد تو من چه می کِشم

دیگه کی جای ِ تو رُ برای من پُر می کنه ؟!

نگو قلبت بی خودی داره واسه من میزنه !

نگو هر اومدنی پشتِ سرش یه رفتنه !

بگو سرسنگینی آخره کلاسه اینروزا

مُدِ دل نازکی رفته مُدِ دل شکوندنه !

نباید جا بزنی باید تا ما شدن بیای !

تا غرور ِ منو این صدای ِ شب شکن بیای !

پای ِ سرنوشت نذار اینهمه سرگرونیُ

( یا علی ) گفتی باید تا آخرش با من بیای !

چه جوری حالیت کنم دارم میوفتم از نفس ؟!

که تُو تقویم ِ دلم چله به چله مرثیه س !

فکر ِ یه شکستِ تازه داره خوردَم میکنه

خواب وبیداری ِ من مرور ِ کابوسه وُ بس !

حالا حتماً به خودت داری میگی یادش میره !

میگی با ندیدنم تبِ علاقه ش می میره !

می گی این غصه یه روزی تُو دلش کهنه می شه

یه روزی شُر شُر ِ چشماش دیگه پایون می گیره !

نباید جا بزنی .....  

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:38  توسط محمد رضا ساکی  |