تبليغاتX
لااُبالی
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق

 

 وارث

صداي سينه سوز من ، تو اي طنين موندگار !

منه دورغُ خط بزن ، كه شد به رنگ روزگار !

ببین که گلدون دلم ، تُو دستِ فرسوده گیه !

که قاب بي روح تنم ، لبریز بیهوده گیه !

 

مرثيه خونِ خاطره ، تو وارث بغضِ مني

اين فصل بي ترانه رُ ، تويي كه آتيش مي زني

فريادِ من زندونی ِ ، صدامو از سينه بكن

نا گفتني ها مو بگو ، صداي سينه سوز من

 

صداي سينه سوز من ، بعد كدوم شكستني ؟!

تويي كه پشت هر غروب ، مرهمِ اشكاي مني !

بيا وُ نبضمو بخون ، لحظه ي  التهاب و درد !

ببين كه تنهايي منو ، چطور شكست و دوره كرد !!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 1:48  توسط محمد رضا ساکی  | 

 

 رنگین کمون می شم تُو شب

 

حالا که احساس می کنی دوست دارم ، پیشم بمون !

چشماتُ مهربون کنُ ، منو به دستات برسون !

بذار که رخت آسمون ، با عشقمون آبی بشه !

سقف کبودِ زندگیم ، دوباره آفتابی بشه !

 

بذار حجابِ اشکمو ، دستای تو پاره کنه !

سکوتِ بی ترانه مو ، صدای تو چاره کنه !

منتظر کسی نباش ، من اون کسم تُو بی کسی ت !

مرثیه خون لحظه هات ، همسایه ی دواپسی ت !

 

" دوست دارم دوست دارم " ، جریمه ی هر شبمه

اسم تو با لهجه ی عشق ، عمریه روی لبمه

 

رابرا عاشقت می شم ، با یه دلیل ِ تازه تر !

با تو چه آسونه هنوز ، رد شدن از اسم خطر !

با تو که خواستنی تر از ، نفس واسه حنجره ای !

تو که تُو زندونِ دلم ، تقدسِ پنجره ای !

 

تو قُلک ترانه هام ، هزار دفه اسم تو بود !

بشکنه دستای بخیل ، کور بشه چشمای حسود !

رنگین کمون می شم تُو شب ، از لَجِ این بومِ سیا !

حرص غمو در میارم ، با خنده های بی هوا !!!

 

 پایه

دیگه خیلی وقته با من ، واسه گریه پایه نیستی !

هم قدم ، همدل و هم پا ، اما جز یه سایه نیستی !

دیگه از عادت دستات ، پر کشیده مهربونی !

غمه این خونه به دوشُ ، نمی فهمی ، نمی دونی !

 

گره ی کوری که اسمش ، سرنوشته لَعنتیمه

می گه تنهایی قلبم ، تنها چیز قیمتیمه

 

دیگه احوال دل من ، واسه تو چه فرقی داره !

یا واسه من که بدونم ، حالا پاییز یا بهاره !

دیگه خیلی وقته بغضم ، واسه ی خودش می باره !

روی شونه های سرده ، این دیوارا سر می ذاره !!!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:38  توسط محمد رضا ساکی  |