|
من پیگرد قانونی دارم ! ..... اهالی چماق
|
صداي سينه سوز من ، تو اي طنين موندگار !
منه دورغُ خط بزن ، كه شد به رنگ روزگار !
ببین که گلدون دلم ، تُو دستِ فرسوده گیه !
که قاب بي روح تنم ، لبریز بیهوده گیه !
مرثيه خونِ خاطره ، تو وارث بغضِ مني
اين فصل بي ترانه رُ ، تويي كه آتيش مي زني
فريادِ من زندونی ِ ، صدامو از سينه بكن
نا گفتني ها مو بگو ، صداي سينه سوز من
تويي كه پشت هر غروب ، مرهمِ اشكاي مني !
بيا وُ نبضمو بخون ، لحظه ي التهاب و درد !
ببين كه تنهايي منو ، چطور شكست و دوره كرد !!!
رنگین کمون می شم تُو شب
حالا که احساس می کنی دوست دارم ، پیشم بمون !
چشماتُ مهربون کنُ ، منو به دستات برسون !
بذار که رخت آسمون ، با عشقمون آبی بشه !
سقف کبودِ زندگیم ، دوباره آفتابی بشه !
بذار حجابِ اشکمو ، دستای تو پاره کنه !
سکوتِ بی ترانه مو ، صدای تو چاره کنه !
منتظر کسی نباش ، من اون کسم تُو بی کسی ت !
مرثیه خون لحظه هات ، همسایه ی دواپسی ت !
" دوست دارم دوست دارم " ، جریمه ی هر شبمه
اسم تو با لهجه ی عشق ، عمریه روی لبمه
رابرا عاشقت می شم ، با یه دلیل ِ تازه تر !
با تو چه آسونه هنوز ، رد شدن از اسم خطر !
با تو که خواستنی تر از ، نفس واسه حنجره ای !
تو که تُو زندونِ دلم ، تقدسِ پنجره ای !
تو قُلک ترانه هام ، هزار دفه اسم تو بود !
بشکنه دستای بخیل ، کور بشه چشمای حسود !
رنگین کمون می شم تُو شب ، از لَجِ این بومِ سیا !
حرص غمو در میارم ، با خنده های بی هوا !!!
پایه
دیگه خیلی وقته با من ، واسه گریه پایه نیستی !
هم قدم ، همدل و هم پا ، اما جز یه سایه نیستی !
دیگه از عادت دستات ، پر کشیده مهربونی !
غمه این خونه به دوشُ ، نمی فهمی ، نمی دونی !
گره ی کوری که اسمش ، سرنوشته لَعنتیمه
می گه تنهایی قلبم ، تنها چیز قیمتیمه
دیگه احوال دل من ، واسه تو چه فرقی داره !
یا واسه من که بدونم ، حالا پاییز یا بهاره !
دیگه خیلی وقته بغضم ، واسه ی خودش می باره !
روی شونه های سرده ، این دیوارا سر می ذاره !!!